احمد بن محمد ميبدى
479
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
53 - وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ . هر خرد و درشت و كوچك و بزرگ از كردار ايشان نوشته شده ! 54 - إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ . پرهيزكاران در بهشتها و جويبارها هستند . 55 - فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . در نشستنگاههاى راستى نزد پادشاه توانا ! تفسير ادبى و عرفانى سوره 54 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، نام خداوندى است كه گمشدگان را بر سر راه آرد ، و شاهان از درگاه او حشمت و جاه برند ، كه بر هر چيزى قادر و بر هر شاهى شاه است ، دستگير ناتوانان و درماندگان را پناه است . رحمن است روزىگمار و دشمنپرور ، خالق خير و شر ، مبدع عين و اثر ، نگارندهء آدم نه از مادر نه از پدر ! يكى را بينى در دنيا با جاه و خطر ، سينهء او از حقّ بىخبر ! ديگرى را بينى درخت ايمان در دل و داغ آشنائى بر جگر ! نه كفش در پاى و نه دستار بر سر ! رحيم است كه قلب سليم و ايمان ثابت دهد و مؤمنان را از آتش دوزخ برهاند ! پيغمبر كريم به مردم فرستد و او را به داشتن خوى نيك بستايد و او را بر مؤمنان رؤف و رحيم سازد . سوره 54 آيه 1 1 - اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . آيه . چون ماه به دعاى مصطفى دوپاره شد ، شور از جان بيگانگان و دشمنان برخاست ، و دود حسد از سينهها بلند شد و غبار حسادت بر رخسارشان نشست ! در آن ساعت كه انشقاق قمر پديد آمد و اين معجزه آشكار گشت ! هريكى از آنان به اعتراض بيرون آمد ، يكى گفت : جادوى مستمر است ! ديگرى گفت : جادوگر دروغگو است ، آن يكى مىگفت : درسدادهشدهء دروغپرداز است ! به اين بس نكردند و در طعن بيفزودند ، يكى گفت : مال ندارد و درويش است ! ديگرى مىگفت : حشمت و جاه ندارد و دلريش است ، درمانده و سرگشته در كار خويش است ! هركسى بر اينگونه ، طبيعت فاسد خود را بنمود و بر كفر و شرك خويش مصرّ بود و خداوند در عوض آن از درگاه جلال بر شأن و جان مصطفى بيفزود بدين معنى كه : اگر مال و نعمت نزد شما شرط مهترى است تمام كانهاى جهان و گنجهاى پنهان خزينهء او است و اگر جاه و جلال در لشكر و سپاه است همهء كروبيان ( فرشتگان ) و مقرّبان عالم قدس لشكر و سپاه او است و اگر حشمت و جلال در فرماندهى است همه عالميان زير فرمان او است ! شرق و غرب مملكت پيشگاه او است و جبرئيل امين سفير درگاه او است و رستاخيز ميدان شفاعت او است و قاب قوسين قدمگاه عزّت او و خشنودى خداوند از او تحفه و خلعت او است . شقّ القمر : اگر موسى كليم را شكافتن دريا بود نه عجب ! اگر موسى عصا بر دريا زد و شكافته شد ، دريا قابل لمس است و مركوب و دست آدمى بدان رسد ! ليكن شكافتن ماه به دونيم كه عالميان از دريافت آن عاجز و دست جنّ و انس بر رسيدن به آن قاصر است ! حضرت مصطفى به اشاره دو انگشت خود ماه را در نظر بينندگان شكافته و معجزه پيغمبر آشكار گشت ! لطيفه : در شكافته شدن ماه اشارتى است و مؤمنان را بشارتى ! همان گونه كه ماه مقهور حق است ، آتش هم مقهور حق است ، همان گونه كه در وقت اظهار معجزه ، خداوند ماه را فرمود تا به اشاره مصطفى دونيم